|
آقاي رييس جمهور در سفر به استان ، مبلغ 180 ميليارد تومان را براي طرحهاي زود بازده و راه اندازي بنگاههاي كوچك (با هزينه حداكثر يك ميليارد تومان) تخصيص دادند.اين امر در حالي صورت ميگيرد كه درصد بكارگيري منابع اختصاص يافته مشابه در سالهاي قبل حداكثر درحدود دو ميلياردتومان بوده است! طبق نظر كارشناسان استان ما در سال 85 هرگز نخواهد توانست مبلغ فوق را جذب نمايد زيرا نه زمينه اينكار و نه كارآفرين مناسب در استان ما، وجود ندارد .تا حالا نيز اكثر طرحهاي تصويب شده در كارگروه مربوطه مشابه همان طرحهاي سه ميليون توماني سالهاي گذشته بوده است.بعبارت درست تر اگر آقاي احمدي نژاد 10 ميليارد تومان هم اختصاص ميدادند بازهم هيچ فرقي در نتيجه كار نداشت.طبق آمار موجود 27000 فقره وام اشتغال زايي(هزار تا علامت تعجب!!!) در استان طي سالهاي گذشته پرداخت شده است (يعني چيزي برابر با 60 ميليارد تومان!) و اين درحالي است كه تعداد كل بيكاران استان به 20 هزارنفر هم نمي رسد!! اما عملا نرخ بيكاري استان همچنان همان بوده است كه قبل از اجراي طرح وجود داشته است يعني بالاترين نرخ بيكاري در كل كشور! (حداقل در يك مورد در كشور اول هستيم!!).با اين تفاوت كه بيكاران هميشه در صحنه استان ما به بدهكاران هميشه در صحنه تبديل شدند و هزار مشكل جديد هم با طرح مدرن مسئولان(من از اين كلمه مسئول متنفرم.پيشنهاد ميكنم به جاي آن از واژه رييس يا حاكم استفاده شود."واقعيت را پاس بداريم!".) بوجود آمد و صدالبته هيچ هيچ هيچ كس هم بازخواست نشد كه نشد كه نشد كه نمي شود كه نمي شود كه نمي شود!!. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 0  توسط هیچکس
|
يادتون هست مصاحبه هاي كانديداهاي رياست جمهوري دوره نهم كه از طريق صدا و سيما پخش مي شد؟ در اين مصاحبه ها خيلي مطالب جالب و قابل توجهي وجود داشت كه حداقل براي خودم جاي سوال و درنگ بود.آقاي كروبي مي خواستند ماهيانه پنجاه هزار تومان به هر ايراني پرداخت كنند و مدعي شدند كه اينكار واقعا شدني و قابل اجراست و كارشناسان اقتصاديش از آن دفاع كردند.بعد هم آقاي رفسنجاني اين مبلغ را (در دور دوم رقابت بين ايشان و آقاي احمدي نژاد ) به يكصد و پنجاه هزار تومان افزايش دادند و باز كارشناسان خبره ايشان هم بر قابليت اجرايي آن صحه گذاشتند و يادآور شدند كه اين كار باعث افزايش قيمت بنزين يا هيچ كالاي ديگري نخواهد شد!! از مطالب ديگر ميتوان به گفته هاي جناب آقاي رضايي اشاره نمود كه قاطعانه به قاچاق مواد مخدر اشاره نمودند و گفتند من بيشتر از هر كسي به مسائل مرزي اشراف دارم و اينكه ميگويند مرزهاي شرقي وسيع است و بگونه ايست كه نمي توان جلوي ورود مواد مخدر را از آنجا گرفت گزافه اي بيش نيست.ايشان تصريح كردند كه قاچاقچيان مواد مخدر در بدنه حكومت افرادي را دارند كه قاطعانه از آنها حمايت مي كنند و من (رضايي) اين افراد را در بدنه دولت ميشناسم و اگر رييس جمهور بشوم قاطعانه دست آنها را قطع مي نمايم و كشور را از وجود افيون خانمانسوز مواد مخدر پاك خواهم كرد. البته سخنان گهربار ديگر كانديداها و نيز ديگر گفته هاي همين آقايان هم بسيار جالب و قابل توجه است كه بعدا به آنها اشاره مي كنم اما نكته قابل توجه تر! اينست كه چرا حالا كه دكتر احمدي نژاد رييس جمهور شده است هيچ اقدامي در جهت گفته هاي مطرح شده در اين مصاحبه ها بعمل نمي آورد؟ منهم مثل همه ملت ايران معتقدم يك حكومت تثبيت شده مثل جمهوري خيلي اسلامي ايران، اگر بخواهد ميتواند حداقل ،مواد مخدر را در مملكتش به پايين ترين مقدار برساند نه اينكه در هر شهر و دياري بدست آوردن ترياك و هرويين از پيدا كردن سيب زميني راحت تر باشد. اي واي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي !!! آقاي احمدي نژاد شنيدي؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 1  توسط هیچکس
|
من يه دايي خيلي ناز داشتم كه صداي خوبي هم داشت.تازه مي خواست داماد بشود كه توي جبهه ،كربلاي پنج، كربلايي شد و از اون فقط يه عكس براي من موند و يه خاطره براي مادرم كه آخرين لبخندش رو وقتي ديد كه براي خداحافظي كفنش رو باز كردند. دايي من براي تنها خواهرش يه وصيت نامه كوچيك نوشته بود كه اينجا مي نويسم.شايد مظلوميت جووناي اين سرزمين را به ياد بياريم : سلام بر تو خواهرم كه مظلوم واقع شدي و غريبانه از ما جدا گشتي.من از غم تو چون شمع سوختم.زيرا مظلومي تو در پيش چشمم مشاهده مي شد.وقتي كه روانه جبهه شدم انتظارت را مي كشيدم كه مثل ساير خواهران برادرت را بدرقه كني ولي تو را نديدم.شايد پپيش خود فكر كرده باشي كه من از سفر بر مي گردم. اگر مرگ خونين به سراغ من آمد و مرا با خاك همبستر كرد ،آرزوي ديدن همديگر در دلهايمان مي ماند.اما خواهر محبوب و دلسوزم در مرگ برادرت صابر باش،زيرا در لباس شهادت ،كمال عافيت نصيبم گشت.تو هم ميداني كه صغراي حسين،خبر از كشته شدن اكبر نداشت و ما كه پيرو آنها هستيم بايد ادامه دهنده راهشان باشيم،چون شهادت ارث آل محمد(ص) و علي(ع) است. خواهرجان ميدانم كه در مرگ من دلخور مي شوي و از ناديدنم غصه و غم مي خوري.خداوندا به حق خون شهيدان صبر و شكيبايي تو را در درجه زينب قرار بدهد،چون دشمني كه تو را به عزاي من نشانده،دشمن امام حسين ماست. و اما خواهرم در ميان گلزار شهدا مخصوصا روزهاي جمعه انتظار تو را مي كشم كه بر سر قبر برادرت بيايي تا روحم از فاتحه تو شاد گردد.در پايان با تو خداحافظي مي كنم. خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگدار
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 1  توسط هیچکس
|
من هميشه به اين جمله شهيد مدرس معتقد بودم كه گفته :"سياست ما عين ديانت ماست." اما با اين شرط كه اينطوري تفسيرش كنيم:"سياست ما مثل دينداريمون افتضاحه!". روزنامه كيهان برخلاف داعيه دينداري و ارزش گرايي كه دارد بارها جانب عدالت را رعايت ننموده و تنها در لباس يك روزنامه سياسي كار ظاهرگشته كه از جناح و ايده خاصي با هر وسيله اي دفاع و طرفداري مي كند و عملا نشان داده است كه در قاموس كيهاني ها " هدف وسيله را توجيه مي كند." يادم نمي رود در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي چگونه كوچكترين اتفاق را در اين كشور به معضلي بزرگ تبديل نموده و به جان دولت مي افتادند و به گونه اي عمل مي كردند كه آدم را به ياد فيلمهاي آمريكايي مي انداخت كه در آن كسي نمي تواند به بچه اش هم كج نگاه كند و فوري از طرف دولت بازخواست مي شد،يا مادام كه يك نفر از طرف دولت مورد تعدي كوچكي قرار مي گرفت فوري صداي اعتراض و افشاگري روزنامه ها درمي آمد و راهپيمايي و ميتينگهاي مختلف در حمايت از آن صورت مي گرفت.براي مدتي اين حس در من بوجود آمده بود كه چقدر مدني شده ايم؟! يك نمونه كوچكش هم غرق شدن دو دانش آموز در استخر بود.چنان وضعي اين روزنامه كيهان و صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران(اسم رو حال ميكنيد تو رو خدا!!؟) درست كردند كه كل دولت را زير سوال بردند و من ساده فكر كردم واقعا در مدنيت و آزادي و پاسخگو بودن دولت كلي پيشرفت داشته ايم.اما حالا در دولت كريمه آقاي احمدي نژاد پنج دانش آموز دختر در استان ما در يك رودخانه غرق مي شوند اما حتي يك نفر پيدا نشد از مردم يك عذرخواهي ناقابل داشته باشد.و اين كار مصداق همان جمله معروف شهيد مدرس است كه :"سياست ما عين ديانت ماست." حالا تيتر همين مطلبي را كه دارم برايتان عرض مي كنم دوباره بخوانيد.روزنامه وزين! كيهان فرموده است كه دولت مسئول گراني نيست.! حتما پدر من مسئول گراني است. تا همين پارسال افزايش قيمت جهاني طلا هم تقصير خاتمي بود حالا اينهمه گراني در كشور متوجه دولت نمي شود. تو را به خدا ما چقدر بايد تاوان شعارهاي پوچ را بدهيم.آقاي هاشمي رفسنجاني در سخنانشان در تلويزيون و رسانه ملي ( بازهم اسم رو حال كنيد!!) فرمودند كه ما ميتوانيم ماهيانه تا يكصد و پنجاه هزار تومان به هر ايراني پول بدهيم .و مصالح و نيروي انساني و منابع مالي هم فراوان داريم و ميتوانيم مشكل مسكن و ازدواج و اشتغال جوانان را حل كنيم(دقيقا عين همان وعده هايي كه اويل انقلاب به مردم داده شد كه نفت را لوله كشي مي كنيم تا در خانه هر ايراني!!). حالا يك آدم با انصاف پيدا نمي شود كه بگويد چرا اينهمه قيمت آهن و سيمان و گوجه فرنگي و نخود ... دارد افزايش مي يابد؟ البته از جهتي ميتوان به روزنامه كيهان حق داد ، چون در اين مملكت اصلا دولت مسئول هيچ چيزي نيست! اعتياد كه عادي است،فساد هم كه كار مردم است و كاريش نميشه كرد،بيعدالتي هم كه در همه جاي جهان وجود دارد،حقوق كارگران و كارمندان هم مطابق استاندارد ايراني است،پارتي بازي و رشوه و باندبازي و اجحاف هم كه اصلا و ابدا در ادارات و بدنه حكومت ما وجود ندارد،نقض حقوق بشر هم كه فقط در زندانهاي آمريكاي جهانخوار و كشورهاي اروپايي وجود دارد و سه نقطه.... پس با اين تفاصيل بنده هم الكي خودم را خسته كرده ام و نقد غيرمنصفانه مينويسم.بروم بنشينم فيلمهاي درخواستي شبكه دو دو دو دو شبكه تو را نگاه كنم بهتره!!!!
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 23  توسط هیچکس
|
"فقط كافيست كه پاپ در برابر من سر تسليم فرود آورد تا بر وجدان صد ميليون نفر از مردم دنيا مسلط شوم."
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3  توسط هیچکس
|
شهيد بهشتي گفته:"طاغوت يعني اينكه مسئولين در هر مقامي كه باشند - خواه رييس جمهور يا وزير يا حتي رييس يك اداره يا رييس يك مدرسه - تشنه قدرت باشند و نه شيفته خدمت !" حالا همش دارم فكر مي كنم اين نماينده هايي كه براي انتخاب شدن به هزار دوز و كلك و تبليغات و سخن پراكني و تهمت و ... دست ميزنن حتما خيلي شيفته خدمت هستند!روساي ادارات و مديران كل كه جاي خود دارند.مي ماند اين رييس مدارس كه اينها هم بندگان خدا قدرتي در مدرسه ها نيست كه تشنه ش باشند. نتيجه گيري : ما ملت شريف ايران صددرصد مطمئن هستيم كه طاغوتي وجود ندارد و هركس هم كه منكر اين اصل بديهي باشد حتما ضد انقلاب است.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3  توسط هیچکس
|
يادم مياد كوچيك كه بودم توي زلال شبهاي روستا با بچه هاي ده بيرون ميرفتيم تا در ماه ، عكس امام رو نگاه كنيم.آخه همه معتقد بودن كه چهره امام خميني رو در ماه ميتونن ببينن.من كه هيچوقت نتونستم اين عكس رو ببينم اما هميشه عشق كودكانه اون روزا رو بياد دارم و هر وقت دلم براي لبخنداش تنگ ميشه ميرم بيرون و يه دل سير ماه رو تماشا ميكنم.خيلي وقته كه كوچه هاي غريب شهرمون با صداي پاي عدالت و كيسه نان و رطب پدر يتيمان مدينه همنوا نشده.خيلي وقته كه دستاي مهربون عشق، كودكان غمگين دل ما رو صدا نزده.خيلي وقته دلم براي امام تنگ شده.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1  توسط هیچکس
|
دوستش دارم نه بخاطر اينكه بزرگتر از باور ما بود نه بخاطر اينكه خورشيد شكوه انسان بود در ظلمات تاريخ.دوستش دارم بخاطر چشمان مهربانش ،بخاطر دستان آرامش بخشش ، بخاطر عمق كلامش در وجود مواج من.دوستش دارم آنگونه كه درخت آب را ، آنگونه كه مردان ايلم برنو را ، آنسان كه مادرم من را.دوستش دارم بسان شاخه هايي كه به هواي خورشيد قد مي كشند ، مانند دستي كه به تمناي معشوق در پريشاني گيسوان التهاب گره مي خورد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 1  توسط هیچکس
|
دستمزد كارگران كاهش يافت... اين خبري بود كه امروز در روزنامه ها منتشر شد.به راست و دروغش زياد كار ندارم اما من ميدونم كه هرچيزي كه براي من يه ذره منفعت داشته باشه امكان نداره در جمهوري اسلامي تصويب بشه و پابرجا بمونه.آخه من نه سهميه دارم ، نه بابام مسئوله(قربون اين مسئوليت برم كه معناش توي حكومت ما اينقدر شيرين و دلنشين شده!) و نه مهمتر از همه از برادران هميشه در صحنه پولدار هستم.بگذريم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 3  توسط هیچکس
|
|
|