|
بالاخره نماینده ها را هم انتخاب کردیم و خیال مان راحت شد! مشت محکم را کوبیدیم و دشمنان یاوه گوی سراسر جهان، الان با دندان درد و دهانی پر از خون به خاک سیاه نشسته اند. تا این ها باشند و دیگر در سرنوشت ما ملت فهیم دخالت نکنند! اگر به سخنان مسئولین فهیم استان(صرف نظر کنید از مسئولین فهیم کشور) قبل از امر خطیر انتخابات هشتم - که مثل دوره های قبل از حساسیت ویژه ای برخوردار بود- توجه کنید، بی استثنا کلمه ی "دشمن" را خواهید دید. با تکرار این کلمه در هر دقیقه و ساعت و روز و ماه و سال و قرن در کشور اسلامی مان، حس می کنیم دشمن شب و روز پشت دروازه کشور سنگر گرفته است و هر حرف و مقاله و شعر و سخن و اظهار نظری همان اسب مشهور تروآ است که در درون آن دسیسه ی دشمن پنهان است. دشمنی که هیچ گاه کسی صورتش را ندیده و نمی داند کیست. پس این دشمن ممکن است هر کشور خارجی، رییس جمهور بیگانه، نویسنده خارجی و یا حتی هموطن، همشهری و هم ولایتی ما باشد! در نتیجه همه در معرض سوء ظن هستیم! آقای ارجمندی در آن سی دی معروفش هم گفته است که هر کس مخالف آقایان باشد یک شبه ضد انقلاب می شود!! حتی اگر رزمنده، خانواده شهید، بسیجی، روحانی یا ... باشد. آقایان گرانقدر هدایت خواه، حسینی و بزرگواری به عنوان نماینده ما مردم فهیم استان سرسبز ک.ب در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی انتخاب شدند. سه نفر با تحصیلات مرتبط با معارف و علوم اسلامی با پیشینه تدریس دینی و بینش اسلامی و اخلاق و ... و می روند تا در مرکز تصمیم گیری حق و حقوق (اقتصادی، فنی، فرهنگی، عمرانی، مالی، و ...) ما مردم فهیم را به صورت تمام و کمال بگیرند و خوشبختی و سعادت را برایمان به ارمغان آورند و راه خدمت را برای دولت هموار کنند. من به عنوان عضوی از این دیار سرسبز! به خودم تبریک می گویم و خدا را هزار مرتبه شکر می کنم که این سه نماینده رشته ی معارف را برای نجات ما مردم فهیم فرستاد تا مشکلات جوانان، مسکن، راه، تورم، اقتصاد، فرهنگ و سه نقطه را حل کنند. فقط من دلم می سوزد به حال پرسنل نیروی انتظامی و قوه قضاییه و زندان ها و ... که از بیکاری باید مگس بپرانند! چون دیگر کسی خلافی مرتکب نمی شود، تورم بی معنی می شود، بانک ها دنبال مشتری برای وام های بی بهره شان توی سرشان می زنند و در مدینه ی فاضله ی جدید حق و عدالت برقرار است و هیچ کس هیچ غمی ندارد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت! دیگر غمی نیست. شهر در امن و امان است. گرگ ها فراری شدند و بره ها آزادند تا بچرند و چاق شوند. دیگر روستاهای زیلایی چهره فقر را نخواهند دید. شادی و خوشحالی و عیش و سلامتی چهارگوشه ی استان را فرا می گیرد و فساد از هرنوعش، رخت می بندد و کلی طرح عمرانی و آبادانی اجرا می شود. جاده های چند باندی ما را به شش گوشه ی جهان می رسانند. مسیر قطار یاسوج به پایتخت را قطارهای شیک سوت می کشند. جوانان ازدواج می کنند و در خانه های اهدایی دولتی خوشبخت می شوند. بیکاری معنی ندارد. صدای ساز و آواز (منظورم همان سرود های انقلابی است) در صدا و سیما می پیچد و آمریکایی های جهان خوار انگشت می گزند که چرا بی خودی با ما دشمنی می کردند و نمی دانستند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست! رییس جمهور ما با هاله ی نورانی بر سر و کاپشن خاکی در بر، ظهور می کند و عدالت و آزادی و رفاه و ترقی را برای ما ملت فهیم به ارمغان می آورد و دست طرفداران هولوکاست را رو می کند و اسرائیل را از صحنه ی روزگار محو می کند و با بوش مناظره می کند و دانشگاهیان کلمبیا را به راه راست هدایت می کند و حقانیت ما را برای مردم دنیا تفهیم می کند و چه می کند و چه می کند و چه می کند تا چهار سال بعد که دوباره ما مردم فهیم با حضور بی نظیر خود انتخابش می کنیم تا این می کند می کند ها ادامه پیدا بکند ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16  توسط هیچکس
|
از این علمای متظاهر دوری کنید که دوست دارند با قباهای بلند خودنمایی کنند و به هنگام عبور از کوچه و بازار مردم به ایشان تعظیم کنند و چقدر دوست دارند که در عبادتگاه ها و جشن های مذهبی بالای مجلس بنشینند اما حتی وقتی دعاهای طولانی می کنند و تظاهر به دین داری می نمایند، تمام هوش و حواسشان به این است که چگونه اموال بیوه زنان را تصاحب کنند. (انجیل لوقا 46 و 47 )
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 1  توسط هیچکس
|
باشگاه جواني برنا/ ليلا باقري- وقتي فريدون هاشمي در بخش ويژه شعر جشنواره طنز مکتوب با اثر "عذر خواهي انتخاباتي"، که از زبان يک نماينده مجلس بيان شده است، برگزيده شد، بايد فکر اينجايش را هم مي کرد که روزي روزگاري گرفتار باشگاه جواني برنا خواهد شد. اگر از احوالات و زندگينامه اين جوان طنز پرداز بخواهيد بايد بگوييم که در خانواده اش بعد از او پاي هفت نفر ديگر هم باز شد. در کودکي اين سوال هميشه آزارش مي داده که چرا بزرگترها ده کارتن بزرگ بيسکوئيت موزي (البته آن موقع هنوز نمي دانسته موز چيه) يا پفک نمکي نمي خرند و نمي خورند؟! بزرگتر که شده کم کم حاليش شده که يک چيزيش ميشود(!) چون بدون کتاب حس مي کرده نمي داند با دستانش چکار کند! در ضمن صداي خوبي هم داشته(هر دم از اين باغ بري مي رسد) و خيلي از شعرهاي طنزي که در دوران مدرسه نوشته و با آواز خوانده هنوز هم در خاطر هم دوره اي هايش مانده است. مثل: اي تاکسي نارنجي، هاي هاي آهاي... و اما ادامه داستان... مصاحبه من با برنا نیوز را با کلیک بر لینک پایین بخوانید (طنز) :
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 1  توسط هیچکس
|
محکوم نمودن وقایع اخیر، افشاء اهداف شوم عده ای معلوم الحال، معرفی آمریکا به عنوان جنایت کار که مدام در حال جهان خواری است! ، افشاء محل زندان گوانتانامو و اثبات دست داشتن موساد و سیا در انفجار برج های دوقلو، کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع ملی مانند نفت و گاز و ...، لوله کشی کردن نفت تا دم در خانه های مردم عزیز، تشکر از ونزوئلا برای دادن رای ممتنع در بیانیه ی شورای امنیت، روزی سه وعده سردادن شعار معروف "انرژی هسته ای حق مسلم ما می باشد" و برداشتن کلمه "ماست" از آخر این شعار ملی!، طرفداری از احمدی نژاد بدون لحاظ نژاد، تقویت و بالابردن هرچه بیشتر جایگاه شورای محترم نگهبان برای صیانت از دیانت، احیاء شعارهای انقلابی مرگ بر آمریکا شوروی انگلیس آلمان فرانسه کانادا اتریش هلند و چند کشور مهم دیگر
این مطلب را به صورت کامل در وبلاگ صدای سخن عشق بخوانید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0  توسط هیچکس
|
یکی از خوانندگان این وبلاگ برای من پیام داده است و کلی شاکی است که چرا بی خود و بی جهت از احمدی نژاد انتقاد کرده ام و معتقدند که حداقل در زمینه ی اشتغال جوانان سلحشور کارهای عمده ای صورت گرفته است! (( رييس جمهور در هر موردي که ... زده باشه لااقل در زمينه اشتغال گل کاشته: دليل من اينه که از زمان سهميه بندي بنزين ميليونها نفر به شغل جديد و شريفي با عنوان "بنزين فروشي" روي آورده اند که خداوکيلي درآمد خوبي هم دارد. شما هم اگه بيکاريد يک وانت قراضه دو ـ سه ميليوني بخريد و از درآمد متوسط ماهي سيصدهزار تومان بنزين آن بهره مند بشيد ـ بدون اينکه لازم باشد درطول شبانه روز حتي يک دقيقه از رختخواب خود خارج شويد. البته من هیچ گاه آقای احمدی نژاد را نقد نکرده ام(چون ایشان اساسا نقد کردنی نیست یعنی چک بانکی نیست که من بتوانم نقدش کنم، رییس جمهور ایران است!) و در شرایط فعلی نیز اصلا کسی را نمی توان نقد کرد چون که کاسه های داغ تر از آش فورا به این نتیجه مهم می رسند که من با طرف پدرکشتگی دارم و ماهیتا ضد انقلاب هستم و باید گوشم را بپیچند تا آدم شوم! من هم چون گوشم را خیلی دوست دارم(برخلاف برادر ون گوگ!) از نقد و نسیه و ... می گذرم. لر هر چه می گوید از سرگذشت خودش می گوید!! این ضرب المثل در مورد من هم کاملا صادق است. مثلا وقتی می نویسم که سیب زمینی و گوجه فرنگی پدر ملت را درآورده است منظورم دقیقا این است که پدر خودم را درآورده است و مراد از ملت هم فقط خودم هستم!!! بنده امروز با عقل سالم و رضایت تام و هوش سر جاش! اعلام می کنم که در این مملکت اصلا و ابدا هیچ مشکلی وجود ندارد و منبعد هم این جانب سر به راه شده و جز از گل و بلبل و عشق و شادی و خوشبختی، مطلب دیگری نمی نویسم تا هم انشاءالله رضایت الهی حاصل شود و هم برادران و آقایان وسروران گم نام و با نام و ... مطمئن شوند که در کشور همه چیز بر وفق مراد است و شاعران جز به به و چه چه در دفتر شعرشان یافت نمی شود!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 22  توسط هیچکس
|
شبها وقتی که به رختخواب می رفتم تا با همه خواهر و برادرهایم زیر یک لحاف در کپر ساده و سبزمان بخوابم مادرم متیل "متتی" را برایمان تعریف می کرد و ما هر شب در حال و هوای متتی به غول و حماقتش می خندیدیم و کیف می کردیم. متتی خواهر کوچک شش خواهر دیگرش بود که با زیرکی خود و خواهرانش را از دست غول بدهیبت نجات داد . متتی بر خلاف دیگر خواهرانش در شبی که غول مکنتظر بود تا بخوابند و آنها را بخورد چشم بر هم ننهاد و نخوابید و بیدار ماند و آنقدر غول را اذیت کرد و با هوشیاری فریبش داد تا در نهایت غول را در آب رودخانه غرق کرد و آزادی را به دست آوردند. در وبلاگ "متتی" می خواهیم از دهدشت بنویسیم و دردهای بی درمان این سال ها که زخم عمیق اندوه را بر پیکرش تکثیر می کند. از این به بعد مطالب مرتبط با شهر دهدشت را در وبلاگ متتی !! بخوانید.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 1  توسط هیچکس
|
شعر طنز "عذرخواهی انتخاباتی" من را که در دومین دوره مسابقه ی سراسری طنز مکتوب حوزه هنری در بخش ویژه به عنوان برتر شناخته شد، در سایت برنا نیوز بخوانید.
تقدیم به نمایندگان منتخب استان همیشه محروم خودم که انگار این پسوند "محروم" باید تا ابد استان ما را زجر بدهد! به هر حال این هم حق مسلم ماست
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22  توسط هیچکس
|
|
|