|
۱- دارم وقایع نوبت دوم حکومت احمدی نژاد را یادداشت می کنم: اعتراض گسترده به انتخابات و خس و خاشاک و بقیه قضایا، حذف تیم ملی فوتبال و ناکامی در رسیدن به جام جهانی، دور اول سفر استانی گرد و غبار و کثافات کشور دوست و برادر عراق، دور دوم سفر استانی گرد و غبار و کثافات کشور دوست و برادر عراق، قتل عام مسلمانان در کشور دوست و برادر و متحد ما (چین کمونیست) و سیاست باری به هرجهت مسئولین انقلابی ما به خصوص برادر شریعتمداری، قتل یک خانم محجبه در کشور کافر و ضدانقلاب آلمان و اقدامات جهانی دولت و مجلس و ملت و برادر شریعتمداری و فامیل های وابسته و تشییع جنازه نمادین و ...، سقوط هواپیمای مسافربری (طبق معمول) ... این لیست ادامه خواهد داشت! ۲- جلسه روسای انجمن های استان در شهر سی سخت برگزار شد و طبق معمول هر سال برنامه هایمان را پیشنهاد دادیم (هدف فقط پیشنهاد است). مدیر کل فرهنگ استان حسابی دادش در آمده بود از اینکه مسئولین استان، فرهنگ و هنر را درک نمی کنند و بودجه نمی دهند چون نمی دانند هنر نمی گذارد انسان معتاد شود، قاتل شود، ناحق بگوید، تملق کند، دروغ بگوید و ... و اینها را آنها نمی فهمند! البته من برخلاف ایشان معتقدم آنها خیلی اینها را می فهمند . مگر تملق و ناحقی و قتل و دروغ (مخصوصا دروغ!) و ... بد است؟ البته ایشان افزودند که پارسال با رای زنی کلی پول برای حوزه فرهنگ گرفته. مثلا پانصد میلیون تومان برای فعالیت های قرآنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تذکر آیین نامه ای: اگر دیدید مدیر کل همین روزها رفت تعجب نکنید! ۳- یکی از مسئولین بالارتبه استان (نمی تونم بگم کی) یه جایی (نمی تونم بگم کجا) یه کاری کرده (نمی تونم بگم چی)! ۴- کیهان ادعا کرده که پس از افشاگری های انقلابی اش در مورد استاد شجریان اقبال مردم از ایشان رو به کاهش است! (حضرت عباسی بعضی وقت ها فحش چیز بدی نیست!) ۵- همچنان در استان مردم همدیگر را می کشند و کمتر ماهی است که بی قتل و درگیری و زورگیری و ... بگذرد. البته استان ما همچنان از لحاظ امنیت در کشور مقام اول را دارد! و من الان دارم دروغ می گم و فقط روزنامه کیهان حرف راست می زند و آمار دولتی این را اثبات می کند(هرچی می کشیم از همین آمارهاست!). ۶- داریم آماده می شیم که دومین جشنواره ملی شعر زاگرس را برگزار کنیم. خدا به دادمان برسد!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22  توسط هیچکس
|
۱- روزنامه کیهان شجریان را وطن فروش خواند.
وقتی رییس جمهور محبوب ... مردمی را که به خیابان ها ریختند تا درست یا غلط اعتراض شان را نشان دهند خس و خاشاک خواند محمدرضا شجریان که جایگاهش در تاریخ موسیقی این مملکت به عنوان خواننده بی بدیل و بی نظیر است در نامه ای به رییس صدا و سیما نوشت که دیگر صدای او را پخش نکنند چون او هم یکی از همین خس و خاشاک هاست. این نامه باعث شد تا روزنامه ارزشی کیهان(نمردیم و معنی ارزش را هم فهمیدیم) با درج مطلبی سطحی و بی ارزش او را وطن فروش بخواند. در کشوری که در هر رشته ای که نگاه می کنی برترین هایش در خارج از کشور زندگی می کنند استاد بی بدیل آوازش مانده است و سحر صدایش همچنان نسل جوان را خوشبین به موسیقی سنتی نگه داشته است. بی گمان اینهم نقطه سیاه دیگری است در کارنامه کیهان و شخص شریعتمداری که عادت کرده است بزرگان این کشور را دشمن، وطن فروش، ضدانقلاب و ... بخواند. بگذار همین گونه باشد تا همه بدانند مرام سیاه اینها چگونه است. ۲- وقتی که خیلی ها در مجلس از مشکلات استانشان می گفتند و از دولت می خواستند به وعده هایش عمل کند و مشکلات مردم را حل کند به ناگاه نمایند کهکیلویه(حجت الاسلام و المسلمین و البقیه خلایق) چون پیغمبری بزرگ برخاست و تذکر داد که خدمات بی نظیر دولت عدالت محور را زیر سوال نبرید و خیلی ها خندیدند! وقتی در مجلس بعضی ها سیاست های پادرهوای خارجی دولت را زیر سوال بردند هدایت خواه برخاست و تذکر داد. کواکبیان (نماینده سمنان) خطاب به اقای هدایت خواه گفتند: بعضی ها عادت کرده اند الکی تذکر بدهند. بجای این ها بروید تذکری بدهید که به درد مردم تان بخورد و مشکلی از آنها را حل بکند. اقای هدایت خواه همیشه تذکرهایشان به درد بخور است اما به درد کی می خورد خودش می داند و خدا! نمونه اش اعتراض تاریخی ایشان به سریال های مختلف و نقش حاج فتوحی و هستی خانم و بر و بچه های دیگر که اگر تذکر و اعتراض ایشان نبود مملکت نابود می شد! نماینده گان استان ما در مجلس طوری رفتار می کنند انگار نماینده یک استان کاملا مرفه و بی درد هستند که فقط باید طبق وظیفه شرعی تمام و کمال از دولت حمایت کنند. ۳- بعد از حماسه ۲۲ خرداد که واقعا معجزه و امداد غیبی و ... بود، روسای جمهور کومور، کنیا، کامبوج، سریلانکا و ... به احمدی نژاد تبریک گفتند. لیست کاملش را ااینجا بخوانید! ۴- آلودگی هوای استان شش برابر استاندارد است و خطرناک توصیف شد. البته اگر برادران مسئول استانی آن را تکذیب نکنند!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 21  توسط هیچکس
|
۱. میرحسین: امید به آینده رساترین اعتراض ماست.
هرچند من هم جزو ترسوترین آدم های موجود در این سرزمین آریایی هستم بگذارید این حقیقت بزرگ را فریاد بزنم که میرحسین از والاترین مردانی است که خون آزادگی را در رگ هایش به ارث برده است. کسی که بزرگ ترین تابوهای این مملکت را زیر سوال برد. مردی که یک تنه ایستاده است. آنان که زیر پناه امن قدرت ایستاده اند و دم از شجاعت می زنند در برابر صداقت، مردانگی، شجاعت و ایمان میرحسین جز مترسکانی مسخره هیچ نیستند. حتی اگر میرحسین اشتباه کرده باشد، حتی اگر برخلاف مصلحت گام برداشته باشد، حتی اگر از قانون کاغذی پا فراتر نهاده باشد بازهم در تاریخ این مملکت با احترام جاودان خواهد شد. کاری که میرحسین کرد خاتمی با تمام قدرت، جایگاه و رای دهها میلیونی اش نتوانست سایه ای از آن را انجام دهد. کاش به جای خاتمی، میرحسن رییس جمهور این مملکت می شد تا صلابت، اراده، شجاعت و روحیه ساختارشکنش خون آزادی و هنر و فرهنگ و سربلندی و افتخار و نشاط و شادی را به جان این ولایت می ریخت. شاید روزی از نوشتن این مطلب پشیمان شوم اما در این لحظه برخلاف روحیه و اعتقادم که تمجید و تعریف از دیگران را نمی پسندم از خدا برای افریدن میرحسین تشکر می کنم. مرسی خدا! ۲. جنتی از شورای نگهبان می رود. این جمله کوتاه اگر واقعیت داشته باشد به اندازه وقوع انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی و ... می تواند بر این مملکت اثرگذار باشد. ۳. رهبر انقلاب: من از جانم و اندک آبرویم در راه انقلاب می گذرم... از خودم خجالت می کشم که حاضر نیستم از یک لقمه نان لعنتی برای وطنم بگذرم. از خودم بدم می آید که خودم را سانسور می کنم. از خودم می ترسم که مدام در سرم سایه باتوم و پوتین و دستبند و ... تکرار می شود. از خودم نفرت دارم که قبل از اینکه نابود شوم خودم خودم را به مسلخ می برم. من سال هاست در سرم قفسی را حمل می کنم که خودم ساخته ام. ۴. کروبی : این رییس جمهور و این دولت را به رسمیت نمی شناسم. شیخ که خیلی سعی می کرد این دفعه خوابش نبرد بعد از شنیدن نتیجه انتخابات ارزو کرد کاش چون اصحاب کهف می خوابید و سیصد سال بعد این خبر را در کتاب های تاریخ می خواند. حالا کجایش سوخته به من مربوط نیست اما من دلم خیلی سوخت وقتی به یاد اوردم که احمدی نژاد چگونه شیخ را تحت فشار قرار می داد که بگوید یک آپارتمان دویست متری را از کجا آورده است؟ دلم سوخت چون می بینم رییس یک اداره فکسنی در یک شهر فکسنی برای خودش خدایی می کند می بینم یک نماینده بی سواد (مثلا دوم راهنمایی!) که دارایی هفتاد نسلش هفت الاغ نمی ارزید حالا نوچه هایش میلیاردر شده اند، اما رییس دولت عدالت محور کسی را که سالها در این مملکت خدمت کرده برای یک اپارتمان به گند می کشد. ۵. دولت های عربی ۳۲۰ شبکه ماهواره ای مستهجن جدید راه اندازی کردند. مطمئنم که دولت اسلامی ما برای کور کردن این شبکه ها هیچ تجهیزاتی از روسیه نخواهد خرید چون به سیاست مربوط نمی شود. ۶. در پایان ارزو می کنم احمدی نژاد بتواند به جای سهام عدالت، سهم عدالت این مردم را به آنها بدهد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 20  توسط هیچکس
|
۱- تیم ملی جمهوری اسلامی ایران با تمام طمطراق و منم منم مسئولینش حذف شد و داغ به جام جهانی نرسیدن را بر دل ملت همیشه در صحنه گذاشت. قسم می خورم اگر ماهیت ورزش به گونه ای نبود که نتیجه در پایان هر مسابقه معلوم باشد مسئولین نابغه ما با آمار و ارقام ثابت می کردند که در جهان اول هستند! حالا یک شیر پاک خورده ای پیدا نمی شود به اقایان بگوید شما که می گردید و اگر یک بچه دفتر نقاشی اش را خط خطی کند پز می دهید که وجود شما باعث اینهمه پیشرفت در خط خطی کردن دفترهای نقاشی شده است کجایید تا جواب گوی مردم باشید؟ از همان اول معلوم بود که مدیریت جهانی شان چه بر سر فوتبال این مملکت می اورد که آورد! ۲- وزیر اعظم بالاخره موفق شد امپراطور را هم بر علیه جومونگ تحریک کند. خدا آخر و عاقبت مملکت شان را به خیر کند. ۳- تیم ملی آمریکای جنایتکار به فینال جام کنفدراسیون ها رسید و نزدیک بود برزیل را هم ببرد اما خداوند بزرگ دیگر طاقت نیاورد و کاری کرد که سه گل تمام بخورد و با اینکار مشت محکمی به دهن یاوه گویان زد. البته خدای بزرگ خودش نخواست ما به جام جهانی برویم. چون این خدای بزرگ ما را خیلی دوست دارد می خواهد امتحان مان کند و طاقت و تحمل مان را بالا ببرد تا بتوانیم هر جا خیلی فشارمان دادند تحمل کنیم و دم برنیاوریم. ۴- از این به بعد استفاده از رنگ سبز نشانه اغتشاش گر بودن شماست و در صورت مشاهده به شدت برخورد می شود حتی اگر در پرچم باشد! در همین راستا پیشنهاد می شود رنگ سبز پرچم به سیاه تغییر پیدا کند. سادات مکرم شال صورتی ببندند. چمن و درخت و سبزه ها حتی در بهار زرد باشند و الا چیزی که فراوان است تبر!
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17  توسط هیچکس
|
|
|