ما ملت عجیبی هستیم.

۱-   رفته بودم دهدشت. همسایه ها با سنگ و چوب به جان هم افتاده بودند. حدس بزنید چرا؟

جواب:   چون یک گروه قیمت فروش آمپول (جهت تزریق مواد سازنده!!) را شکسته و پایین آورده بودند ! فکر کردم اگر اداره بازرگانی به اندازه اینها غیرت و وجدان کاری داشت چقدر خوش به حال مردم می شد!

۲-  در تعطیلات عید متوجه یک نکته جالب شدم: اسم تمام امامزاده ها عوض شده بود!!!

اسم قبلی                                اسم جدید

شاه حمزه                                  حمزه

شاه حسن                               حسن

شاه فرج الله                             فرج الله

نمی دانم آیا "شاهچراغ" هم تبدیل شد به "چراغ" یا این اتفاق فقط در استان ارزشی ما رخ داده است. به هر حال "شاه" کلمه بسیار بدی است.

۳-  آگهی فروشگاه کتب و وسایل مذهبی در مرکز یاسوج: 

۵-  ما ملت عجیبی هستیم.

مغازه آرایشگری غضنفر

خنده بی خنده. اجماعا صلوات!

وبلاگ وحید نیک گو

۱-  میرحسین موسوی گفت: که ارزش ها عوض شده. قبلا بعد از شهادت می فهمیدی طرف مهندس بوده. حالا وزیر کشور الکی میگه دکتر هستم!  آقای میرحسین، ببم، پسر شجاع، افشاگر، نابغه، پارسال ها دوست امسال کاندیدا! این چیزها را دیگر بچه های مهد کودک هم می دانند اگر جرات داری دو کلمه حرف مردونه بزن ببینم چیزی در چنته داری یا تو هم داری لالایی می خونی؟!

۲-  صدا و سیما مصاحبه با مردم را پخش کرد و همه گفتند عجب برنامه های فوق العاده ای توی تعطیلات عید پخش شده است!! کلاه قرمزی، فتیله و ...! واقعا این صدا و سیما عجب برنامه های فوق العاده ای پخش میکنه!  کم ترین فایده ش اینه که ملت از ناچاری ریسک می کنن و میرن ماهواره نگاه می کنن و حداقل می بینن که مردم کافر و بی دین دیگر کشورها چقدر الکی شادند و مدام هرهر می خندند و قدر عزاداری های پخش مستقیم صدا و سیما را بیشتر می فهمند!

۳-  برید صف مردمی را ببینید که برای هشتاد هزار تومان دکتر از صبح سر صف بانک تا ته خیابان ردیف می ایستند. آنوقت بفهمید چقدر عزت و احترام و ابرو داریم و ایمان بیاورید به آغاز فصل سرد.

۴- بالاخره باران و برف بارید. احتمالا یا دستگاه بارش باران خدا خراب شده یا دکتر امسال رای نمی آورد!!

۵- تلویزیون دوباره در برنامه هاش برای کاراکترهای درپیتی و خلاف و ولگرد و ... از اسامی ایرانی مثل فریدون و ... استفاده کرده است. جالب است که در موقع اعلام آمار با افتخار اعلام می کنند که نام های مذهبی در صدر اسامی قرار دارند اما تا به حال یک بار هم نشده که یکی از این اسامی در میان برادران دلاور خلاف کار و زندانی در سریال های ایران بیاید! این هم از معجزات الهی و امدادهای غیبی است که خلافکاران همه شان اسامی ایرانی اصیل دارند. خدایا قربون معجزه هات برم. همین کارا را می کنی که اینهمه مسلمان از فرط ایمان شب و روز همدیگر را کله پا می کنند در سراسر جهان!!

گل به کوه و به دشت هم آمد

سال هشتاد و هشت هم آمد

عسل بی نظیر کوه دنا

شکر مرودشت هم آمد

دلبر اهل حال پیدا شد

بعد... ماشین گشت هم آمد

پسری با مرام از قزوین

دختری اهل رشت هم آمد

قافیه چون به تنگ آمده بود

تشت و پشت و ملشت هم آمد!

سال هفتاد و هفت رفت به گا

سال هشتاد و هشت هم آمد

 

موضوع انشاء: تابستاني كه گذشت

۱- دوباره رفتم تخت جمشيد. راهنما براي توضيح يكي از تصويرها كه هديه آورندگان با اسلحه در حضور پادشاه  بودند مثالي از كردها و لرها آورد كه هنوز تعصب خاصي نسبت به سلاح شان دارند. ناراحت شدم. با خودم گفتم لر ديگر تفنگش بي جواز شده است و ممنوع! انگار زخمي غريب يك گوشه از دلم را آتش مي زد!

۲- رفتم دهدشت. جاده هاي خراب باشت تا دهدشت مرا به ياد وقتي انداخت كه احمدي نژ‍اد براي سفرهاي استاني داشت مي آمد استان ما. آن موقع هر چند متر يك ماشين سنگين كار مي كرد حالا ... يادم افتاد كه سياست مان عين ديانت مان است.

۳- شهردار دهدشت با سيستم مخابرات براي همه مشتركين تلفن همراه منطقه! اس ام اس داده بود و با نام خودش عيد را تبريك گفته بود. نشان به همين نشان، دوره بعدي يكي از كانديداهاي مجلس همين آقا ست. ميگي نه؟ نيگا كن!

۴- فكر مي كردم نوروز يك سنت ملي و ايراني است اما در تلويزيون ضرغامي هيچ اثري نبود. گاو فقط توي يوزارسيف ماغ مي كشيد و سالي كه قرن هاست به نامش ورق مي خورد حالا شده بود ...! توي  تلويزيون ضرغامي، فيلم هاي سينمايي جهان به صورت رسمي ...مالي شده و به خورد ما داده شدند. انگار اگر اين ملت شاد باشند كفر بعضي ها درمي آيد. آنقدر گند كار درآمده است كه رسانه ها هم مطلب نوشتند!! مراسم عزاداري به صورت مستقيم و غير مستقيم در روزهاي عيد پخش شدند و رسما گند زدند به شادي مردم.

 ۵- يادتون هست يكي از يادداشت هايي كه قبلا نوشته بودم با عنوان: آن مرد آمد كشتي باخت!؟بايد به عرض تان برسانم كه اين دفعه  آن مرد آمد فوتبال هم باخت!

البته اثر فوق العاده و نتيجه شاهكار اين امر اخراج دايي جان ناپلئون بود كه كلي ذوق زده هم شديم. به هر حال در اين مملكت رسم شده است تا كسي آنقدر به همه چيز نشاشد كه ديگر قابل جبران نباشد از مسئوليتش كنار نمي رود حالا شايد يكي بيايد شاهكار آقاي دايي را جبران كند اگر چه وقتي عرب ها از شادي در پايتخت ايران سرفراز كون شان را به هم مي زدند كفر ملت هميشه در صحنه درآمد و هيچ وقت هم جا نمي رود!!!

يك نكته براي گرفتن عبرت!!:  اي كسي كه دو دستي چسبيدي ول نمي كني، تا آنقدر توي همه چيز نشاشيدي كه قابل ماست مالي نباشد ول كن برو. كشتي ما رو!!