تسهيلات زودبازده (به زور بازده!)

آقاي رييس جمهور در سفر به استان ، مبلغ 180 ميليارد تومان را براي طرحهاي زود بازده و راه اندازي بنگاههاي كوچك (با هزينه حداكثر يك ميليارد تومان) تخصيص دادند.اين امر در حالي صورت ميگيرد كه درصد بكارگيري منابع اختصاص يافته مشابه در سالهاي قبل حداكثر درحدود دو ميلياردتومان بوده است!

طبق نظر كارشناسان استان ما در سال 85 هرگز نخواهد توانست مبلغ فوق را جذب نمايد زيرا نه زمينه اينكار و نه كارآفرين مناسب در استان ما، وجود ندارد .تا حالا نيز اكثر طرحهاي تصويب شده در كارگروه مربوطه مشابه همان طرحهاي سه ميليون توماني سالهاي گذشته بوده است.بعبارت درست تر اگر آقاي احمدي نژاد 10 ميليارد تومان هم اختصاص ميدادند بازهم هيچ فرقي در نتيجه كار نداشت.طبق آمار موجود 27000 فقره وام اشتغال زايي(هزار تا علامت تعجب!!!) در استان طي سالهاي گذشته پرداخت شده است (يعني چيزي برابر با 60 ميليارد تومان!) و اين درحالي است كه تعداد كل بيكاران استان به 20 هزارنفر هم نمي رسد!! اما عملا نرخ بيكاري استان همچنان همان بوده است كه قبل از اجراي طرح وجود داشته است يعني بالاترين نرخ بيكاري در كل كشور! (حداقل در يك مورد در كشور اول هستيم!!).با اين تفاوت كه بيكاران هميشه در صحنه استان ما به بدهكاران هميشه در صحنه تبديل شدند و هزار مشكل جديد هم با طرح مدرن مسئولان(من از اين كلمه مسئول متنفرم.پيشنهاد ميكنم به جاي آن از واژه رييس يا حاكم استفاده شود."واقعيت را پاس بداريم!".) بوجود آمد و صدالبته هيچ هيچ هيچ كس هم بازخواست نشد كه نشد كه نشد كه نمي شود كه نمي شود كه نمي شود!!.

 

ادامه نوشته

هر جا بيعدالتي ديديد آنقدر فرياد بزنيد كه من(احمدي نژاد) آنرا در تهران بشنوم

يادتون هست مصاحبه هاي كانديداهاي رياست جمهوري دوره نهم كه از طريق صدا و سيما پخش مي شد؟

در اين مصاحبه ها خيلي مطالب جالب و قابل توجهي وجود داشت كه حداقل براي خودم جاي سوال و درنگ بود.آقاي كروبي مي خواستند ماهيانه پنجاه هزار تومان به هر ايراني پرداخت كنند و مدعي شدند كه اينكار واقعا شدني و قابل اجراست و كارشناسان اقتصاديش از آن دفاع كردند.بعد هم آقاي رفسنجاني اين مبلغ را (در دور دوم رقابت بين ايشان و آقاي احمدي نژاد ) به يكصد و پنجاه هزار تومان افزايش دادند و باز كارشناسان خبره ايشان هم بر قابليت اجرايي آن صحه گذاشتند و يادآور شدند كه اين كار باعث افزايش قيمت بنزين يا هيچ كالاي ديگري نخواهد شد!!

از مطالب ديگر ميتوان به گفته هاي جناب آقاي رضايي اشاره نمود كه قاطعانه به قاچاق مواد مخدر اشاره نمودند و گفتند من بيشتر از هر كسي به مسائل مرزي اشراف دارم و اينكه ميگويند مرزهاي شرقي وسيع است و بگونه ايست كه نمي توان جلوي ورود مواد مخدر را از آنجا گرفت گزافه اي بيش نيست.ايشان تصريح كردند كه قاچاقچيان مواد مخدر در بدنه حكومت افرادي را دارند كه قاطعانه از آنها حمايت مي كنند و من (رضايي) اين افراد را در بدنه دولت ميشناسم و اگر رييس جمهور بشوم قاطعانه دست آنها را قطع مي نمايم و كشور را از وجود افيون خانمانسوز مواد مخدر پاك خواهم كرد.

البته سخنان گهربار ديگر كانديداها و نيز ديگر گفته هاي همين آقايان هم بسيار جالب و قابل توجه است كه بعدا به آنها اشاره مي كنم اما نكته قابل توجه تر! اينست كه چرا حالا كه دكتر احمدي نژاد رييس جمهور شده است هيچ اقدامي در جهت گفته هاي مطرح شده در اين مصاحبه ها بعمل نمي آورد؟

منهم مثل همه ملت ايران معتقدم يك حكومت تثبيت شده مثل جمهوري خيلي اسلامي ايران، اگر بخواهد ميتواند حداقل ،مواد مخدر را در مملكتش به پايين ترين مقدار برساند نه اينكه در هر شهر و دياري بدست آوردن ترياك و هرويين از پيدا كردن سيب زميني راحت تر باشد.  

اي واي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي !!!   آقاي احمدي نژاد شنيدي؟؟؟ 

وصيت نامه هاي خاكي

من يه دايي خيلي ناز داشتم كه صداي خوبي هم داشت.تازه مي خواست داماد بشود كه توي جبهه ،كربلاي پنج، كربلايي شد و از اون فقط يه عكس براي من موند و يه خاطره براي مادرم كه آخرين لبخندش رو وقتي ديد كه براي خداحافظي كفنش رو باز كردند.

دايي من براي تنها خواهرش يه وصيت نامه كوچيك نوشته بود كه اينجا مي نويسم.شايد مظلوميت جووناي اين سرزمين را به ياد بياريم :

 

سلام بر تو خواهرم كه مظلوم واقع شدي و غريبانه از ما جدا گشتي.من از غم تو چون شمع سوختم.زيرا مظلومي تو در پيش چشمم مشاهده مي شد.وقتي كه روانه جبهه شدم انتظارت را مي كشيدم كه مثل ساير خواهران برادرت را بدرقه كني ولي تو را نديدم.شايد پپيش خود فكر كرده باشي كه من از سفر بر مي گردم.

اگر مرگ خونين به سراغ من آمد و مرا با خاك همبستر كرد ،آرزوي ديدن همديگر در دلهايمان مي ماند.اما  خواهر محبوب و دلسوزم در مرگ برادرت صابر باش،زيرا در لباس شهادت ،كمال عافيت نصيبم گشت.تو هم ميداني كه صغراي حسين،خبر از كشته شدن اكبر نداشت و ما كه پيرو آنها هستيم بايد ادامه دهنده راهشان باشيم،چون شهادت ارث آل محمد(ص) و علي(ع) است.

خواهرجان ميدانم كه در مرگ من دلخور مي شوي و از ناديدنم غصه و غم مي خوري.خداوندا به حق خون شهيدان صبر و شكيبايي تو را در درجه زينب قرار بدهد،چون دشمني كه تو را به عزاي من نشانده،دشمن امام حسين ماست.

و اما خواهرم در ميان گلزار شهدا مخصوصا روزهاي جمعه انتظار تو را مي كشم كه بر سر قبر برادرت بيايي تا روحم از فاتحه تو شاد گردد.در پايان با تو خداحافظي مي كنم.

 

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگدار

روزنامه كيهان : دولت مسئول گراني نيست،مسئول مقابله با آن است

من هميشه به اين جمله شهيد مدرس معتقد بودم كه گفته :"سياست ما عين ديانت ماست." اما با اين شرط كه اينطوري تفسيرش كنيم:"سياست ما مثل  دينداريمون افتضاحه!".

روزنامه كيهان برخلاف داعيه دينداري و ارزش گرايي كه دارد بارها جانب عدالت را رعايت ننموده و تنها در لباس يك روزنامه سياسي كار ظاهرگشته كه از جناح و ايده خاصي با هر وسيله اي دفاع و طرفداري مي كند و عملا نشان داده است كه در قاموس كيهاني ها " هدف وسيله را توجيه مي كند."

يادم نمي رود در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي چگونه كوچكترين اتفاق را در اين كشور به معضلي بزرگ تبديل نموده و به جان دولت مي افتادند و به گونه اي عمل مي كردند كه آدم را به ياد فيلمهاي آمريكايي مي انداخت كه در آن كسي نمي تواند به بچه اش هم كج نگاه كند و فوري از طرف دولت بازخواست مي شد،يا مادام كه يك نفر از طرف دولت مورد تعدي كوچكي قرار مي گرفت فوري صداي اعتراض و افشاگري روزنامه ها درمي آمد و راهپيمايي و ميتينگهاي مختلف در حمايت از آن صورت مي گرفت.براي مدتي اين حس در من بوجود آمده بود كه چقدر مدني شده ايم؟!

يك نمونه كوچكش هم غرق شدن دو دانش آموز در استخر بود.چنان وضعي اين روزنامه كيهان و صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران(اسم رو حال ميكنيد تو رو خدا!!؟) درست كردند كه كل دولت را زير سوال بردند و من ساده فكر كردم واقعا در مدنيت و آزادي و پاسخگو بودن دولت كلي پيشرفت داشته ايم.اما حالا در دولت كريمه آقاي احمدي نژاد پنج دانش آموز دختر در استان ما در يك رودخانه غرق مي شوند اما حتي يك نفر پيدا نشد از مردم يك عذرخواهي ناقابل داشته باشد.و اين كار مصداق همان جمله معروف شهيد مدرس است كه :"سياست ما عين ديانت ماست."

حالا تيتر همين مطلبي را كه دارم برايتان عرض مي كنم دوباره بخوانيد.روزنامه وزين! كيهان فرموده است كه دولت مسئول گراني نيست.! حتما پدر من مسئول گراني است. تا همين پارسال افزايش قيمت جهاني طلا هم تقصير خاتمي بود حالا اينهمه گراني در كشور متوجه دولت نمي شود.

تو را به خدا ما چقدر بايد تاوان شعارهاي پوچ را بدهيم.آقاي هاشمي رفسنجاني در سخنانشان در تلويزيون و رسانه ملي ( بازهم اسم رو حال كنيد!!) فرمودند كه ما ميتوانيم ماهيانه تا يكصد و پنجاه هزار تومان به هر ايراني پول بدهيم .و مصالح و نيروي انساني و منابع مالي هم فراوان داريم و ميتوانيم مشكل مسكن و ازدواج و اشتغال جوانان را حل كنيم(دقيقا عين همان وعده هايي كه اويل انقلاب به مردم داده شد كه نفت را لوله كشي مي كنيم تا در خانه هر ايراني!!). حالا يك آدم با انصاف پيدا نمي شود كه بگويد چرا اينهمه قيمت آهن و سيمان و گوجه فرنگي و نخود ... دارد افزايش مي يابد؟

البته از جهتي ميتوان به روزنامه كيهان حق داد ، چون در اين مملكت اصلا دولت مسئول هيچ چيزي نيست! اعتياد كه عادي است،فساد هم كه كار مردم است و كاريش نميشه كرد،بيعدالتي هم كه در همه جاي جهان وجود دارد،حقوق كارگران و كارمندان هم مطابق استاندارد ايراني است،پارتي بازي و رشوه و باندبازي و اجحاف هم كه اصلا و ابدا در ادارات و بدنه حكومت ما وجود ندارد،نقض حقوق بشر هم كه فقط در زندانهاي آمريكاي جهانخوار و كشورهاي اروپايي وجود دارد و سه نقطه....

پس با اين تفاصيل بنده هم الكي خودم را خسته كرده ام و نقد غيرمنصفانه مينويسم.بروم بنشينم فيلمهاي درخواستي شبكه دو دو دو دو شبكه تو را نگاه كنم بهتره!!!!   

 

ناپلئون گفته

"فقط كافيست كه پاپ در برابر من سر تسليم فرود آورد تا بر وجدان صد ميليون نفر از مردم دنيا مسلط شوم."

 

طاغوت

شهيد بهشتي گفته:"طاغوت يعني اينكه مسئولين در هر مقامي كه باشند - خواه رييس جمهور يا وزير يا حتي رييس يك اداره يا رييس يك مدرسه - تشنه قدرت باشند و نه شيفته خدمت !"

حالا همش دارم فكر مي كنم اين نماينده هايي كه براي انتخاب شدن به هزار دوز و كلك و تبليغات و سخن پراكني و تهمت و ... دست ميزنن حتما خيلي شيفته خدمت هستند!روساي ادارات و مديران كل كه جاي خود دارند.مي ماند اين رييس مدارس كه اينها هم بندگان خدا قدرتي در مدرسه ها نيست كه تشنه ش باشند.

نتيجه گيري : ما ملت شريف ايران صددرصد مطمئن هستيم كه طاغوتي وجود ندارد و هركس هم كه منكر اين اصل بديهي باشد حتما ضد انقلاب است.

امام بچه ها

 يادم مياد كوچيك كه بودم توي زلال شبهاي روستا با بچه هاي ده بيرون ميرفتيم تا در ماه ، عكس امام رو نگاه كنيم.آخه همه معتقد بودن كه چهره امام خميني رو در ماه ميتونن ببينن.من كه هيچوقت نتونستم اين عكس رو ببينم اما هميشه عشق كودكانه اون روزا رو بياد دارم و هر وقت دلم براي لبخنداش تنگ ميشه ميرم بيرون و يه دل سير ماه رو تماشا ميكنم.خيلي وقته كه كوچه هاي غريب شهرمون با صداي پاي عدالت و كيسه نان و رطب پدر يتيمان مدينه همنوا نشده.خيلي وقته كه دستاي مهربون عشق، كودكان غمگين دل ما رو صدا نزده.خيلي وقته دلم براي امام تنگ شده.

امام خمینی (امام عشق)

 دوستش دارم نه بخاطر اينكه بزرگتر از باور ما بود نه بخاطر اينكه خورشيد شكوه انسان بود در ظلمات تاريخ.دوستش دارم بخاطر چشمان مهربانش ،بخاطر دستان آرامش بخشش ، بخاطر عمق كلامش در وجود مواج من.دوستش دارم آنگونه كه درخت آب را ، آنگونه كه مردان ايلم برنو را ، آنسان كه مادرم من را.دوستش دارم بسان شاخه هايي كه به هواي خورشيد قد مي كشند ، مانند دستي كه به تمناي معشوق در پريشاني گيسوان التهاب گره مي خورد.
ارث خدا بود براي قرن بيستم.باقيمانده روح پيامبر بود بر زمين.دست اعجاز مسيح بود در آستين تاريخ.برآيند خوبيهاي جهان بود در هيات پيرمردي دوست داشتني كه تاريخ آريايي را به بال عبايش بست و شكوه اساطيري ايران در چشمانش خلاصه شد.روح خدا بود در كالبد زمين و ...من هنوز كودكانه دوستش دارم هنوز ... بوي تنهايي علي را از قرص نان سفره اش شنيدم .سخنش ذوالفقار محترم عشق بود و خنده هايش رد عبور آيه هاي نور.ديگر تكرار نمي شود در ذهن تاريخ تا فرزندي چنين به تشنگي زمان پاسخ گويد.هنوز هم دوستش دارم .هنوز هم دوستش دارم.

 

چه ميكنه اين احمدي نژاد!!

دستمزد كارگران كاهش يافت... اين خبري بود كه امروز در روزنامه ها منتشر شد.به راست و دروغش زياد كار ندارم اما من ميدونم كه هرچيزي كه براي من يه ذره منفعت داشته باشه امكان نداره در جمهوري اسلامي تصويب بشه و پابرجا بمونه.آخه من نه سهميه دارم ، نه بابام مسئوله(قربون اين مسئوليت برم كه معناش توي حكومت ما اينقدر شيرين و دلنشين شده!) و نه مهمتر از همه از برادران هميشه در صحنه پولدار هستم.بگذريم ...
دولت نهم در راستاي ديگر سياستهايي كه درپيش گرفته است تا آرزوي بالا بردن سطح زندگي و رفاه اقشار آسيب پذير جامعه را محقق سازد در آغاز سال 85 حداقل حقوق كاركنان دولت و كارگران را افزايش داد.اما آنچه عملا به وقوع پيوست اخراج گسترده كارگران بود.و اين اتفاق يعني شكست يكي ديگر از طرح هاي مدرن دولت نهم.
اگر چه شخصا تلاش آقاي احمدي نژاد را در راه رسيدن به عدالت اجتماعي و ارتقاء سطح زندگي مردم جامعه و بخصوص افراد عادي ( به تعبير بهتر اقشار "لگد خورده و له شده" در زير بيعدالتي ها و بي مديريتي هاي كارگزاران حكومتي جامعه ايران) ارج مي نهم و براي دغدغه هاي ايشان كه بعنوان يك رييس جمهور بسيجي مطرح شده و توسط مردم و نهادهاي انقلابي حمايت مي شود احترام قائلم اما معتقدم كار بر اساس يكجانبه نگري و بدون كارشناسي كلان و همه جانبه نگر،محكوم به شكست خواهد بود.
چطور ممكن است يك دولت و حكومت نتواند تشخيص دهد كه طرح افزايش حقوق كارگران چه پيامدهايي خواهد داشت؟چگونه يك وزارتخانه با همه كارشناسانش !!(هرچه مي كشيم از همين كارشناسها مي كشيم) نتواند پيش بيني كند كه با طرحي كه تصويب مي كند چه قشري از مردم آسيب خواهند ديد؟
معضل جامعه كار ما فقط پايين بودن سطح حقوق كارگران نيست.كارگاه و شركت توليدي و صنعتي كه نمي تواند بدهي بانكي خود را به موقع و كامل بپردازد پيداست كه با افزايش چندهزارتوماني حقوق كارگرانش ، از هم مي پاشد و مجبور به اخراج تعدادي از آنها مي شود.
دولت بايستي ابتدا وضعيت جامعه كار و كارفرماها و مراكز صنعتي و توليدي و اقتصادي را به سامان برساند تا در مراحل بعد بتواند وضع حقوقي كارگران را سامان بخشد.بنده معتقدم اگر در وضعيت كنوني ادارت را به بخش خصوصي واگذار كنند با اين سطح حقوق موجود و تعداد كاركنان و سطح بازدهي،بي شك اكثريت كارمندان اخراج خواهند شد و الان هم به اين علت كاركنان دولت ماندگارند كه حقوقشان از بيت المال مسلمين بيچاره پرداخت مي شود و الا اگر پاي منفعت آقايان در ميان بود تاحالا 80 درصد كاركنان دولت كاسه بدست شده بودند.(شك نكنيد!).
جامعه ما امروز به شدت دارد تاوان عدم بازدهي بهينه مراكز دولتي را مي پردازد.اين همه مراكز بي مصرف و موازي بدون بهره دهي مطلوب دارد تيشه به ريشه اقتصاد مملكت مي زند.
آقاي احمدي نژاد با ده ميليون تومان وام مي خواهد مردم را صاحبخانه كند.من كه جوك از اين خنده دارتر در عمرم نشنيده ام!آنهم در جامعه اي كه با دو برابر اين مبلغ حتي نمي توان زمين خريد.
دولت انتظار دارد عده اي بي حساب و كتاب صاحب پست و مقام و ثروت و رفاه و ... شوند و عده اي با يك آپارتمان 50 متري در بدترين جاي شهر با اقساط و بدهي هاي ماهانه زنده بمانند و شكرگزار دولت كريمه!آنها هم باشند.تازه چند درصد از اين ملت مظلوم بتواند همين وام را با شرايط واقعا مسخره آن دريافت كند خدا مي داند.
امروزه ،دولت در ايران تنها گوشه كوچكي از قدرت سياسي و اقتصادي موجود در كشور است و بازيگران اقتصادي و سياسي كشور در جاهايي خارج از حيطه قدرت دولت ،كشور را به هر سمت كه بخواهند مي كشانند.البته مهار كردن و كشاندن اين مراكز قدرت در زير سيطره دولت كار غير ممكني نيست و تنها اراده دولت و امراي حاكميت را مي طلبد.
سالهاست كه دولت و بانك مركزي از كارهاي غير اصولي صندوقهاي قرض الحسنه كه تمامي كارهاي بانكي را بدون ضابطه و بدون نظارت بانك مركزي انجام مي دهند به ستوه آمده است اما عملا تا همين اواخر نتوانسته است آنها را مجبور به پذيرش و اجراي قانون نمايد و اين در حالي است كه اكثريت اين صندوقها متعلق به نهادهاي تحت امر حكومت (انصار و قوامين و بسيجيان و ... ) مي باشد.گذشته از اين صندوقها ،مراكزي مانند آستان قدس رضوي و بنياد پانزده خرداد و ... نيز سهم هنگفتي از اقتصاد و پول مملكت را در اختيار خود گرفته و ذره اي از آن در محاسبات اقتصادي دولت نيامده و شامل پرداخت ماليات هم نمي گردد تا حداقل از اين طريق فايده اي هم به ملت برسد.مردمي كه براي دريافت يك وام دويست هزارتوماني در پيچ و خم بانكها سرگردان و مايوس مي مانند.
آقاي احمدي نژاد با سخنان و دغدغه هاي دلنشيني كه دارد اميدوارمان مي ساخت كه چنگال قدرتهاي اقتصادي را از سر اقتصاد اين مملكت كوتاه خواهد نمود و قلب مردم مظلوم و بي پناه را التيام خواهد بخشيد.اما با روند موجود شك دارم كه بتواند حداقل وضع را از همين هم كه هست خرابتر نكند.
دولت قبلي همراه شد با آشوبهاي متعدد و تزريق نگراني و اضطراب در جامعه.هرچند كه دولت آقاي خاتمي مي كوشيد كه در جهت مطالبات فرهنگي و سياسي جامعه گام بردارد اما با طرح موضوعاتي كه دغدغه و نگراني و آشوب را دربين مردم افزايش مي داد عملا اقشار مختلف جامعه را درگير مباحث سياسي و حكومتي نمود كه اكثر افراد اطلاع كاملي از آنها نداشتند و علم و تخصص خاص خود را مي طلبيد.و آقاي خاتمي و دولتش حتي در يدقدرت و حيطه عمل خودشان هم نتوانستند خواسته هاي مردم را برآورده سازند و خود عملا همان مشكلاتي را داشتند كه براي رفع آنها شعار مي دادند.
در برهه كنوني نيز احمدي نژاد منادي عدالت اسلامي و حكومت برپايه اسلام ناب محمدي(ص) شده و آنرا شعار خود ساخته است و اين داعيه بزرگي است كه كمر مي شكند.
ملت از هر كس همان را مي طلبند كه داعيه آنرا دارد.از خاتمي آزادي و فرهنگ و سربلندي جوانان و رفع دغدغه هاي آنها و .. را مي خواستند و خاتمي در پايان 4 ساله رياست جمهوري اش تنها توانست براي ملت گريه كند! و از احمدي نژاد عدالت و قطع دست زمين خواران و رانت خواران بزرگ و صاحبان قدرت و زر و زور را مي خواهند كه اميدوارم ايشان در پايان دوره رياست جمهوري اش برايشان روضه نخواند و مردم را نگرياند !!!
ديگر خسته شديم از بس گفتند كه : "نمي گذراند،نمي شود،نمي توانيم،آمريكا نمي گذارد،تحريم اقتصادي هستيم ،گروههاي فشار كتكمان مي زنند،زورمان به قاچاقچيان نمي رسد و ...".
به جرات ميتوانم ادعا كنم كه خيلي از معضلات جامعه ما را يك دانش آموز راهنمايي هم مي تواند حل كند،اما آقايان از بس دغدغه هاي فرعي دارند نمي توانند يك طرح كوچك را درست و همه جانبه كارشناسي كنند و خود عاملي مي شوند براي بيشتر شدن مشكلات موجود.مانند طرح وام ده ميليوني كه قبلا از آن نام بردم كه نيامده باعث بالا رفتن قيمت زمين و مسكن و اجاره و ... شد.البته قبلا هم طرحهاي مدرن حاكمان فهيم مملكت چنين نتيجه اي را بدنبال داشت كه نمونه آن ايجاد تعاوني مسكن كاركنان دولت بود كه به منظور صاحب خانه كردن قشر كم درآمد جامعه اجرا شد اما نتيجه چه شد؟
1- عده اي با رشوه يا رابطه و ... در اين تعاوني ها زمينهاي خاصي را از افرادي خاص بنام تعاوني خريدند و خود ميليونها تومان به جيب زدند و فرهنگ رشوه و رابطه، مدرنيته و باكلاس شد!
2- زمينهاي با كاربري كشاورزي در اطراف شهرها به قيمتهاي بالا خريداري شد كه علاوه بر اينكه مشكلات زيادي را براي كاركنان بوجود آورد دو پيامد وحشتناك هم بدنبال داشت : اول اينكه عده اي ناگهان با فروش هكتارها زمين كشاورزي صاحب ميلياردها تومان پول زبان بسته شده و قشر تازه بدوران رسيده اي شدند كه فرهنگ و روابط و همه چيز مردم را تحت تاثير خود قرار دادند و بزودي ماشينهاي آنچناني و خانه هاي بزرگ در كنار كلبه هاي مردمي سربرآوردند كه تا ديروز همسنگ همين قشر از جامعه بودند و حالا مي بايست گرفتار هزار جور فشار عصبي و رواني باشند.دوم اينكه بالا رفتن قيمت زمينهاي اطراف شهر خود باعث شد قيمت زمين و مسكن در سطح شهر بطرز وحشتناكي افزايش يابد.يعني اينكه طرح دولت براي كاهش قيمت مسكن و صاحب خانه شدن افراد آسيب پذير بصورت آسانتر، به اين منجر شد كه ديگر كسي فكر خانه دار شدن را هم نكند،البته بغير از قشر جديدي كه دولت اسلامي خود پايه گذار ايجاد آنها شد!!

كلام طولاني شد.انشاءالله در آينده ادامه خواهيم داد.خاضعانه از همه شما مي خواهم كه با نظرات خود ما را راهنمايي بفرماييد.