يادم مياد كوچيك كه بودم توي زلال شبهاي روستا با بچه هاي ده بيرون ميرفتيم تا در ماه ، عكس امام رو نگاه كنيم.آخه همه معتقد بودن كه چهره امام خميني رو در ماه ميتونن ببينن.من كه هيچوقت نتونستم اين عكس رو ببينم اما هميشه عشق كودكانه اون روزا رو بياد دارم و هر وقت دلم براي لبخنداش تنگ ميشه ميرم بيرون و يه دل سير ماه رو تماشا ميكنم.خيلي وقته كه كوچه هاي غريب شهرمون با صداي پاي عدالت و كيسه نان و رطب پدر يتيمان مدينه همنوا نشده.خيلي وقته كه دستاي مهربون عشق، كودكان غمگين دل ما رو صدا نزده.خيلي وقته دلم براي امام تنگ شده.